ديگ، ويکی ‌پديا و وب 2.0؛ دموکراسی يا اليگارشی؟!

2008/03/05 در 01:32 | نوشته شده در اینترنت | ۱ دیدگاه
برچسب‌ها: , ,

شاخص ‌ترين ويژگی وب ‌٢.0 مشارکت است، مشارکتی که به آن دموکراسی الکترونيک هم اطلاق می ‌شود. ويکی ‌پديا و ديگ بی ‌شک دو مظهر شاخص وب ‌٢.0 هستند که خرد و مشارکت جمعی در آن‌ ها برای ايجاد يک دانشنامه آنلاين و يک خبرنامه آنلاين مشهود است.
در وبلاگ «يك پزشك» به نشانی
1pezeshk آمده است: سايت Slate مقاله بسيار با ارزش و تأمل‌ برانگيزی منتشر کرده است که اگر روی آن تفکر شود، شايد ما را به نتايجی فراتر از اهداف اوليه مؤلف مقاله برساند. اين مقاله آنقدر با ارزش بود که ترجيح دادم ترجمه‌ ای از آن را در وبلاگ بياورم:

مقاله Slate، اين موضوع را مطرح می ‌کند که آيا چنين سيستم ‌هايی واقعا دموکراتيک هستند؟! آيا ديگ و ويکی ‌پديا که نمونه ‌های سايبر و الکترونيک جوامع بشری هستند و با گذر از وب ‌١.0، مشارکت عمومی و دموکراسی را به عنوان نظام برتر اداره جامعه به رسميت شناخته‌اند، از آفت دموکراسی و تظاهر به دموکراسی در جوامع بشری در امان مانده‌اند؟!
فکر می ‌کنم در غرب رشته‌هايی براي مطالعه روانشناسی و جامعه ‌شناسی سايبر و اينترنتی وجود داشته باشد، بی ‌شک مقاله‌ای که
Slate منتشر کرده است می ‌تواند براي اين محققان جالب باشد.
جوامع الکترونيک هم مثل جوامع عادی احتياج به مديريت و اعمال قانون دارند و از سوی ديگر سودای دموکراسی و حکومت مردم‌سالارانه را دارند، اما در اين ميان بررسی ‌ها نشان می دهد که در اين جوامع نيز دموکراسی با تعريف آرماني آن فاصله زياد دارد و از سوی ديگر مدل‌ های بسيار مختلفی می ‌توان برای آن تعريف کرد.
با اين مقدمه می ‌رسيم به ترجمه «آزاد و خلاصه ‌شده» اين مقاله: متنفر بودن از ويکی ‌پديا دشوار است. مطالب اين سايت به وسيله کاربران ايجاد و ويرايش می ‌شود و مشارکت‌کنندگان در ايجاد اين دانشنامه آنلاين حتی لازم نيست، ثبت ‌نام کنند، با اين همه بر اساس مطالعه ‌ای که مجله نيچر انجام داده است، صحت و درستی مطالب ويکی ‌پديا قابل مقايسه با فرهنگنامه معتبر بريتانيکا است و به علاوه ويکی ‌پديا مدخل‌های بسيار بيشتری نسبت به بريتانيکا دارد. رسانه‌های اجتماعی ‌ای مانند ديگ و ويکی ‌پديا نمونه‌های درخشان دموکراسی اينترنتی تصور می ‌شوند که در آن‌ها ميليون‌ها کاربر جايگاه نويسنده، ويرايشگر و رأی ‌دهنده را ايفا می ‌کنند.
با اين همه بايد در اين تصوير تجديد نظر کنيد، چرا که بر اساس نتايج يک مطالعه، تنها يک درصد از کاربران ويکی ‌پديا، نيمی از ويرايش ‌های آن را انجام می ‌دهند. همچنين جمعی از علاقمندان مشتاق اين سايت، روبوت ‌هايی ايجاد کرده‌اند که سايت را از خرابکاری و محتوا های ناپسند محافظت می ‌کنند.
چنين روند غير دموکراتيکی را در مورد يکی ديگر از مظاهر وب ‌٢.0 يعنی سايت ديگ هم می ‌توان مشاهده کرد. ديگ يک سايت لينک ‌پراکنی اجتماعی است که در آن هر کاربر می ‌تواند خبری به سايت اضافه کند، سپس بر اساس نظر ديگر کاربران هر خبر رأی می ‌گيرد و اگر خبری رأی ‌های زيادی بگيرد، به صفحه اول سايت ديگ منتقل می ‌شود. سال گدشته ‌١٠٠ کاربر فعال برتر اين سايت، ‌٤٤ درصد لينک‌های داغ اين سايت را وارد می ‌کردند، در سال ‌٢٠٠٦، اين کاربران فعال ‌٥٦ درصد اخبار داغ را ايجاد می ‌کردند.
ماه قبل مديران سايت ديگ تصميم گرفتند که برای کاستن تأثير اين کاربران، الگوريتم‌های سايت را تغيير دهند. اين موضوع باعث شد که کاربران برتر نامه سرگشاده ‌ای بنويسند و تهديد به تحريم ديگ کنند.
به اين ترتيب هم در سايت ديگ و هم در سايت ويکی ‌پديا عده قليلی از کاربران تأثيرگذاری بالايی دارند. اما مشکل، تنها وجود عده بسيار کم کاربران فدايی و بسيار مشتاق اين سايت‌ها نيست، سايت ويکی ‌پديا مديرانی دارد که اختيارات زيادی برای حفظ سايت و بلوک کردن آی ‌پی کاربران مسئله‌دار دارند، در سايت ديگ چنين مديرانی وجود ندارند، اما شايع است که کساني به طور غير رسمی نقش مديران و ويرايشگران مخفی را بازی می ‌کنند و حتی می ‌توانند با حذف کردن بعضی از لينک‌ها محتوای سايت را تنظيم کنند.
گرچه ممکن است با توجه با جملات بالا، ديگ و ويکی ‌پديا را بيشتر اليگارشيک بدانيم تا دموکراتيک، ولی بايد توجه داشت که از يک جنبه هر دوی اين سايت ‌ها هنوز وجه دموکراتيک دارند: کاربران برگزيده اين و سايت به وسيله هيئت مديره و يا به وسيله قوانين ديگر انتخاب نمی ‌شوند، اين کاربران صرفا افرادی هستند که بيشتر مشارکت می ‌کنند.
به رغم افسانه‌هايی که در مورد فرهنگ مشارکتی در وب ‌٢.0 گفته مي‌شود، دموکراسی مستقيم در ابعادی که سايت ‌هايی نظير ديگ و ويکی ‌پديا عمل می ‌کنند، ‌شدنی نيست. بنابراين در کمال تعجب اين دو سايت همان ساختار مرتبه‌ای را دارند که تصور می ‌شد برای برکندن آن‌ها در نهادهای محافظه‌کار، به وجود آمده‌اند.
چنين مشکلی در رسانه‌های اجتماعی، چيزی نيست که تنها مورد علاقه پژوهشگران و علاقمندان فناوری باشد، حتی «جيمی ويلز» بنيانگذار ويکی ‌پديا هم اين موضع را تصديق کرده است و انتظار دارد ويکی ‌پديا از يک قانون ‌٨٠ – ‌٢٠ تبعيت کند، يعنی ‌٢٠ درصد کاربران ‌٨٠ درصد کنترل محتوای سايت را در اختيار داشته باشند. اما در عمل تنها يک درصد مؤلفان ويکی ‌پديا، نيمی از مطالب را می ‌نويسند.

پژوهش‌ها نشان داده است که کاربرانی که بيش از ‌١٠ هزار ويرايش در ويکی ‌پديا انجام داده‌اند، دو برابر اين ميزان مطلب به سايت اضافه کرده‌اند و در مقابل کسانی که کمتر از ‌١٠٠ ويرايش انجام داده‌اند، بيشتر حذف ‌کننده مطالب بوده‌اند تا اضافه ‌کننده مطالب.

البته بايد در نظر داشت که ويکی ‌پديا برای سر پا ماندن واقعا محتاج درجاتی از مديريت است، اگر اين مديريت اعمال نشود سايت به خاطر حجم بالای اضافه و حذف شدن مطالب در مدخل‌های مباحثه ‌برانگيزی فرضا مثل مدخل جورج بوش از کار می ‌افتاد. ولی نياز به مديريت نبايد توجيه‌ کننده به راه افتادن يک سيستم ارباب و رعيتی شود.

Advertisements

۱ دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. یالله


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: