انجیل به روایت بارنابا

2008/02/25 در 02:46 | نوشته شده در سینما | بیان دیدگاه

 

nader-taleb-zadeh.jpg

حاج نادر نام مردی است که اگر نشناسيدش ممکن است به نظرتان انسان متناقضی برسد. مردی خوش قیافه و بسیار خوش لباس كه به رغم « ظاهر غربی» اش جزو مسلمانان متعصب و شايد اندكی تندرو به حساب بيايد. او در دهه 1960 برای زندگی و تحصیل به آمریکا رفت و به لطف خانواده سرشناس و ثروتمندش زندگی مرفه و آرامی داشت. او برای آموختن سينما به UCLA رفت و با جوانانی از اديان مختلف روبه رو شد كه مدام درگير بحث های سياسی و دينی بودند. يكی از ماركس سخن می گفت و يكی از هولوكاست، گروه های اجتماعی مختلف در جامعه آن روز آمريكا با شتاب در حال به وجود آمدن بودند كه هيچ كدام او را جذب نمی كردند. در حالی كه از تمام فروشگاه های صفحه فروشی قطعه هتل کالیفرنیای گروه ایگلز پخش می شد، نادر طالب زاده با اتومبيل كروكی اش به اين سو و آن سو می رفت و ذهن اش پی به حقایق بزرگتری می برد. حقايقی كه زندگی آرام و بی دغدغه ای را که داشت به زودی دست خوش تغييرات بزرگی كرد. درست در آن سوی دنیا در موطن اش انقلابی بزرگ در حال اتفاق افتادن بود و او هم چو اغلب جوانان هم سن و سال اش، به وجد آمده از اندیشه تغییر جهان، همه چیز را در «سرزمین شیطان بزرگ» رها کرد و به کشورش بازگشت. كشوری كه انقلابش نه كمونيستي بود و نه روشنفكری، در ايران سال 1357 دومين حكومت مذهبی تاريخ معاصر جهان پا می گرفت (نخستين حكومت دينی دنيای جديد به يك معنا رژيم اسرائيل بود كه نادر طالب زاده بعدها به يكی از سرسخت ترين سخنگويان مخالفش در ايران تبديل شد). چندی بعد جنگ هم آغاز شد و او با تكيه بر تخصص و دانشی كه داشت دوربین به دست راهی جبهه ها شد. با آوینی رفاقت کرد و اندک اندک شد راوی رازهای جنگ. چهره اش هم به کمکش آمده بود. سیمای آرام و چشم های باهوش اش، بی درنگ هر مخاطبی را به تأمل وا می داشت. از کنار او به سادگی نمی شد گذشت. در آن سال های اول، سرگذشتش بیش تر به داستان های صدر اسلام شباهت داشت؛ جوانی از «سرزمین کفر» به گروه مؤمنان می پیوندد. گرچه « نادر» نه تنها تازه مؤمن نبود بلکه در ایمان خویش یافته قدیمی اش از بسیاری از ریاکاران بی مایه، مؤمن تر بود و ثابت قدم تر. به همین دلیل و به دلیل جاذبه های شخصیتی و توانائی هایش خیلی زود به صف اول معتمدین نظام پیوست.
این ها البته همه سرگذشت حاج نادر نیست، که اگر داستان اش در این جا تمام می شد، شده بود یکی از ده ها مدیر فرهنگی کشور و پس از جنگ نیز لابد راهی دیگر می پیمود و چون خیلی های دیگر از یک انقلابی دو آتشه به یک تکنوکرات مصلحت اندیش تبدیل می شد يا به يكی از همين «سوسياليست های تخيلی» جديد. اما او هنوز به آن چه که می خواست نرسیده بود. او از آن سوی دنيا نيامده بود كه در كشورش به مديريت و رياست برسد. او به دنبال ردپای كسی بود كه مثل هيچ كس نباشد. به این ترتیب زلزله دوم زندگی حاج نادر از زمانی آغاز شد که رفته رفته دریافت بر اساس آموزه های ادیان مختلف، جهان با شتابی هراسناک به سوی انتها پیش می رود. «انتهای درک هستی آلوده زمین» و بازگشت مسیحای وعده داده شده. انقلاب ایران به نام امام غایب اش عجین شده بود و خود را مهیا کننده شرایط ظهور می دانست، در فلسطین نیز یهودیان در صدد تأسیس حکومتی در سرزمین موعود بودند تا جنگ آخر الزمان، آن گونه که در تورات آمده است، زمینه ظهور مسیحا را فراهم کند. در میان مسیحیان نیز گرایشات آخر الزمانی و پیش گوئی مردان انجیلی از نزدیک شدن روز بازگشت عیسی مسیح، پیروان بیشتری پیدا می کرد. در همین روزگار بود که طالب زاده مستند ساز، به کتابی شگفت انگیز و جنجالی دسترسی یافت. کتابی که با سکوت محض کلیسا مواجه شده بود و از آن پس نیز جز به انکار از آن یادی نشده بود: انجیل بارنابا، حواری صدیق و شریف عیسی مسیح. انجیلی که مسلمانان معتقدند نزدیک ترین قرابت را با حوادث تاریخی دوران عیسای ناصری دارد، اما کلیسا آن را مثل ده ها انجیل دیگری که هر از گاه از گوشه ای از خاک سر برمی آورند تحریف شده می داند و همچنان تنها همان اناجیل چهارگانه قدیمی ( متا، مِرقُس، لوقا و یوحنا) را به رسمیت می شناسد. و انجیل سنت بارنابا را با وجود مقام قديسی كه دارد و از حواريون مهم عيسی مسيح محسوب مي شود، نوشته شده توسط مسلمانان می داند. کتابی که از بسیاری جهات شبیه به روایت مسلمانان از زندگی این پیامبر بزرگ خداوند است. به این ترتیب تلاش نادر طالب زاده برای به تصویر کشیدن این کتاب شگفت انگیز آغاز شد. و دو دهه طول کشید تا به سرانجام برسد. در این مدت او در کنار دوستان و همراهانش بیشتر خواند و بیشتر یاد گرفت و بیشتر تلاش کرد و هرگز از تلاش دست نکشید. نه آن زمان که با مستند درخشانش از جنگ بوسنی (خنجر و شقایق) موقعیت ممتازی در عرصه مستند سازی به دست آورد فراموش کرد که «رسالتش» چیست و نه هنگامی که اولین تلاش هایش برای ساختن فیلم از انجیل بارنابا با ناکامی مواجه شد.
زمستان سال 1379، زمانی كه طرح ساخت سريال بشير احمد، بشارت منجی بعدی و مسيح فعلی در تلويزيون تصويب شد، من با معرفی دوستی به عنوان يكی از نامزدهای بازی در نقش مسيح ( آن روزها كه هنوز تناسب اندام یکی از صفت هایم بود!) وارد دفتر طالب زاده شدم. او البته پيش از من انتخاب بهتری كرده بود و مي دانست مسيح اش همان جوانی است كه سال ها خيابان ها را گز كرده و در خيابان های پترزبورگ و مسکو (محل خدمتش) از مقابل مردمانی كه با ديدن اش صليب مي كشيده اند عبور كرده و كارش را رها كرده و آمده تا در نقش مسيح ظاهر شود و به آرزوی ديرينه اش دست يابد. با این وجود حاج نادر از من خواست تا در نقش بارنابايش بازی كنم. نقشی كه معلوم نبود دست آخر به چه سر نوشتی دچار خواهد شد. اين ها برايم مهم نبود، ريسك كردم و وارد پروژه ای شدم كه مسيح اش بازيگران نقش حواريون را از درون خانقاه ها و مسجد جمكران يافته بود و اطراف خود گِرد آورده بود.
امروز 7 سال از آن روزها می گذرد و من با وجود علاقه عمیقم به حاج نادر و حسین بهزاد (فیلم نامه نویس کار و مردی بی نظیر و یگانه) در اين گپ و گفت ِ دَمِ افطار، سعی كردم جانب بی جانبی را بگيرم و علاقه ای را كه به او دارم بروز ندهم، با اين وجود می دانم كه اين يك گفت و گوی انتقادی نيست و بيش تر محملی ست براي آشنايی بيش تر با مردی كه از بيان عقايدش در هيچ جا ابايی ندارد، چه آن رسانه شبكه لس آنجلسی طپش باشد چه شبكه های داخلی و شبكه
PRESS TV و چه ماهنامه سينمائی فيلم كه تا كنون هيچ گفت و گوئی از نادر طالب زاده در آن منتشر نشده است.

 

masih.jpg

 

برگرفته از: وب سایت علیرضا معتمدی

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: