حرفهای كوچك و بزرگ وبلاگها در هفتهای كه گذشت
مارس 11, 2008
«وبلاگ ها آيينه جامعهاند». جملهای كه ما را بر اين می دارد تا بازتاب اتفاقات خوب و بد و ريز و درشتی را كه در عرصههای مختلف جامعه رخ می دهند، در وبلاگها جستجو كنيم. نكته قابل توجه آن است كه بسياری از وبلاگها بلافاصله بعد از وقوع رخدادی به آن واكنش نشان نمی دهند، بلكه در بسياری مواقع تحليلهای خود را بر نتايج و اثرات كوتاه مدت يا بلندمدت آنها ارائه می دهند. به اين ترتيب در هفتهای كه گذشت با تحليل بيشتری از سوی وبلاگ نويسان نسبت به رخدادهای روز جامعه مواجه بوديم كه فيلم سنتوری، سالگرد درگذشت ملاقلی پور، انتخاب علی دايی به عنوان سرمربی تيم ملی فوتبال، حملات رژيم صهيونيستی به غزه، سفر رييس جمهور كشورمان به عراق و رحلت پيامبر اكرم (ص) و پايان يافتن ماه محرم و صفر از جمله اتفاقاتی بودند كه كاغذهای شيشهای وبلاگ نويسان را با قلمها و نظرات آنها پر كرد.
***امشب آسمان دلم ابری است…***
به گزارش ايسنا، در وبلاگی به نشانی http://golenarges95.blogfa.com برای رحلت حضرت رسول اكرم (ص) آمده است: امشب آسمان دلم ابری است! بعد از تو علی را توان ماندن نيست. دعايم کن تا خدا به واسطه تو صبری به من عطا کند تا تحمل اين مصيبت عظمی را داشته باشم. امروز، غمگين ترين روز عمر زمين رقم خورد…
وقتی که روح بلند تو به سمت يار پرواز نمود، اين بار باورم شد که معراج تو هميشگی است!
بی چشمان فروزان تو، ستارهها از کدام مشرق نورانی الهام بگيرند که تابنده بمانند؟
ای حبيب خدا! با نالهها و شيونهای دخترت زهرا مرثيهها نيز به خاک افتادهاند و در رثای تو واژه ها نيز عزا دارند.
بعد از تو مسجد و مدينه چقدر دلگير و محزون است! گلوی بلال را بنگر چقدر بغضآلود شده است!
در وبلاگی به نشانی http://hasansedaghat.blogfa.com نيز برای پايان يافتن ماه محرم و صفر آمده است: بار ديگر ماه صفر به پايان خود نزديك می شود، ماهی كه يادآور رحلت وجودی مبارك، مطهر و خاتم انببيا الهی حضرت محمد (ص)، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت امام رضا (ع) است.
محرم و صفر گويی از ابتدا پيوند ديرينهای با يكديگر داشتهاند كه تمام حوادث تلخ تاريخ را در خود جای داده و همواره تداعی كننده غم و اندوه برای دوستداران اهل بيت و پيامبر اكرم (ص) هستند.
***سنتوری و اكران آن روی گيشه دستفروشان***
چند روزی است اكران فيلم سنتوری بر روی گيشه دستفروشان به نقل محفل اهالی سينما تبديل شده است.توزيع فيلم سنتوری و دست به دست گشتن سی دی آن در بين مردم بيش از آنكه توجه وبلاگ نويسان را به خود فيلم جلب كند، حواشی آن را برجسته تر كرد. حواشی كه ابتدا با اكران نشدن فيلم شروع و واكنش بسياری را موجب شد و در نهايت به توزيع سی دی فيلم در ميان دست فروشان انجاميد. تحليل دلايل اكران نشدن سنتوری و قاچاق فيلم، مهمترين موضوعات وبلاگها را تشكيل داد.
در اين ميان برخي وبلاگنويسان نيز به نقد فيلم پرداختند. بعضی با انتقاد شديد از فيلم، موضوع سنتوری را تكراری خواندند و آن را با ديگر ساختههای مهرجويی قابل مقايسه ندانستند. از سويی ديگر برخی بلاگرها با دفاع از فيلم بر اين عقيده هستند كه مهرجويی توانسته موضوع اعتياد را به صورتی ملموس نمايش دهد. عدهای نيز بر اين باور هستند كه اكران نشدن سنتوری و حواشی آن در جذب افراد به فيلم تاثير داشته است.
به اين ترتيب در وبلاگی به نشانی http://melquiades.blogfa.com آمده است: علی سنتوری واپسين ساخته داريوش مهرجويی سرانجام و پس از يك سال از پايين كشيده شدن از اكران جشنواره و مسدود بودن تمامی راهها برای نمايش عمومی از زير زمينها و تمدنهای غير رسمی شكلگرفته در زير پوست شهرها سر درآورد. جايی كه به نظر می رسد هم خاستگاه داستان فيلم است و هم مخاطبان واقعی سنتوری، آنان كه خود را در فيلم می يابند و با آن اشك می ريزند، در آنجا سكونت دارند… سنتوری اول بار در ايران پس از انقلاب به اين طبقه سرخورده و واپس رانده شده اجتماعی پرداخته است. بنابراين اتفاقی بزرگ است و هر اتفاق بزرگ هزينهای دارد و مهرجويی هم تاوان آن را پرداخت.
البته عادتی در ميان ما ايرانيان وجود دارد كه هر چه را سنگين و پرمايه می يابيم كه حساسيتها را نيز برانگيخته است، سنتوری اثری به شدت اجتماعی و فاشگو است.
***دردهای غزه***
شدت گرفتن حملات وحشيانه رژيم صهيونيستی به نوار غزه و كشتار مردم مظلوم فلسطين، وبلاگ نويسان را هم به واكنش در برابر اين حملات واداشته است. در اين ميان وبلاگها يكديگر را به سكوت نكردن در برابر اين جنايات دعوت می كنند و از بلاگرها می خواهند كه با قلمهايشان واكنش خود را به اين موضوع نشان دهند.
براين اساس در وبلاگی به نشانی http://razeashk.blogfa.com غزه را تكرار صبرا و شتيلا دانسته است.
در وبلاگی به نشانی http://shoghparvaz.blogfa.com آمده است: دلم گرفته از اين همه ظلم! اين همه غربت!
آقا جان! ببين كه جهانی حضورت را فرياد می زند! فرياد بی صدای امت جدت را در غزه نمی شنوی؟
تو هم قدرت و اقتدار يزيديان زمان را نمی نگری؟ سكوت كوفيان دوران را در غرب و شرق عالم نظاره نمی كنی؟
آقاجان! گويی زمان جاهليت دوباره برگشته است با رنگ و لعابی مدرن! با همان اهانتها…همان…
اين روزها واژههايی مظلوم واقع شدهاند و می دانم كه آنها نيز شاكی اند و دست التماس به سويتان دراز كردهاند تا گرد غربت از چهرهشان بزداييد!: حق!…حقوق بشر!…امنيت!…آزادی!…آزادی بيان!…اسلام!…انسان!
در وبلاگی به نشانی http://shemiran.blogfa.com نيز با درخواست از وبلاگ نويسان برای ابراز اعتراض و ناراحتی خود به اين جنايات آمده است: مسلمانان! انسانهای آزاده! دوستان عزيز! اگر اقدام عملی در حمايت از مردم غزه برامون امکان پذير نيست، حداقل ساکت و بی تفاوت نباشيد. اعتراض و ناراحتی خودتون رو ابراز کنيد. در وبلاگ هاتون، در سايتها، حداقل با فرستادن اساماس، نشون بديد که از اين فاجعه غصه داريد.
***سرمربی فوتبال و حاشيه های هميشگی***
انتخاب علی دايی به عنوان سرمربی تيم ملی فوتبال نيز موضوع ديگری بود كه در اين هفته وبلاگها به آن پرداختند. وبلاگهای ورزشی در اين باره همچون يك خبرگزاری شخصی خبر انتخاب سرمربی را صرفا نقل كردند و البته تعدادی از آنها هم موافقت يا مخالفت را خود را با اين انتخاب اعلام كردند.
به اين ترتيب در وبلاگی به نشانی http://bachefanni.blogfa.com آمده است: از اين بابت خوشحالم كه تمامی روزنامههای زرد ورزشی از اين انتخاب دفاع کردند و با تيترهايی مثل «ژنرال برمی گردد» يا «بالاخره حق به حق دار رسيد» يا «بين المللی ترين مرد فوتبال ايران سرمربی تيم ملی شد» و … به تعريف و تمجيد دايی پرداختند! شخصا از اين اقدام روزنامهها بسيار مسرورم و اميدوارم روند حمايتهای اين قشر قلم به دستان از دايی تا به نتيجه رسيدن برنامههايش ادامه داشته باشد و شاهد حاشيههای هميشگی که در اطراف علی دايی به چشم می خورد نباشيم.
***ملاقلی پور پس از يك سال…***
همزمان با سالگرد درگذشت رسول ملاقلی پور، برخی از وبلاگهای هنری در مطالبی با مروری بر كارنامه فيلمهای ملاقلی پور و نقد سينمایی اش، ياد او را گرامی داشتند. اين در حالی است كه بر خلاف انتظار اين موضوع از سوی وبلاگ نويسان چندان برجسته نشد.
نويسنده وبلاگی به نشانی http://h8531b.blogfa.com نگاه غير كليشهای و واقع گرايانه ملاقلی پور به جنگ را تحليل كرده و در مطلبی آورده است: دوران اوج كار ملاقلی پور را بايد سالهای پس از پايان جنگ به حساب آورد. در اين زمان بود كه در هر نظر به طور مستقيم و غيرمستقيم شرايط برای بارور شدن يك قريحه استثنايی در ميان فيلمسازانی كه از دل جنگ بيرون آمده بودند، مهيا شد.
سادگی، صميميت و صداقت فردی او به روشنی در آثارش نمود داشت. از سر همين صداقت و سادگی بود كه بدون هيچ ملاحظهكاری يا محافظهكاری آنچه را كه طبع حساسش از اتفاقات دريافته بود در آثارش به شكلی تند و گزنده و در عين حال تلخ منعكس می كرد. همين مسئله باعث شده بود كه آثارش از ويژگی هايی منحصر به فرد برخوردار باشند، به گونهای كه نه تنها در عرصه سينمای دفاع مقدس، بلكه در ديگر فيلمهای او می توان اين ويژگی های خاص را مشاهده و از ساختههای ديگران متمايز ساخت.
Entry Filed under: اینترنت, وبلاگ نویسی. .





Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed